تبلیغات
یک قطره ماه - مطالب دی 1393
یک قطره ماه
بی ربط:اگه شهید نشی میمیری....
چهارشنبه 17 دی 1393 :: نویسنده : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
چه گمراهیم ما که

دردهایمان را در صفحه مجازی مینویسیم ، تا شاید آرام شویم

دنبالِ لایک و دنبال کننده میگردیم

تا کسی همدرد شود حتی برای لحظه ای

امــا

وقتی تو روزی 5 بار صدایم میزنی

و میخواهی آرامم کنی

خودم را به کری میزنم

و حی علی الصلاة ات را نمی شنوم!!



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : نماز،
لینک های مرتبط :
می گویند دنیا زندان مومن است.....

گاهی وقت ها می نشینم و به این جمله فکر می کنم،به این که آدمهایی در زندگی ما می آیند و می روند..بعضی ها زندگی آدم را در چند دقیقه تا آخر عمر متحول می کنند و بعضی بی هیچ تاثیری می روند...به این که من از کدام دسته هستم؟....

گاهی به این که عمر انسان چقــــــــــــــــــــــــــــدر کوتاه است......

و چقدر بد که گاهی ادمها به خاطر یک اتفاق ساده به سادگی از زندگی می برند....

این بریدن برای مومن نیست...هیچ وقت نبوده و نخواهد بود، اما مومن ها خسته اند ...خسته از مبارزه... یک خستگی که از ابتدای ایمانشان تا آخر عمر وبال گردن انها را می گیرد....آنها دوست ندارند گناه کنند و کوچکترین کج روی روحشان را خراش می دهد...

گاهی به این فکر می کنم که اگر قرار باشد تک تک خطا هایم را بشمرم چیزی از روحم باقی نمی ماند آنقدر که از خدا دورش کرده ام چسبیده به دنیا! و با تلخی به این که چقدر طول می کشد تا جدایش کنم؟...

نکند آنقدر طول بکشد که دیگر چیزی از عمرم باقی نماند؟....نکند....

از منزل کفر تا به دین یک نفس است
وز عالم شک تا به یقین یک نفس است
این یک نفس عزیز را خوش می دار
چون حاصل عمر ما همین یک نفس است...

ای کاش کمکی برسد تا تنها افراد تاثیر گذار در زندگی مان مومنان حقیقی باشند...







نوع مطلب :
برچسب ها : انسان، زندان، روح، آزاد، مومن حقیقی، مرده، زنده،
لینک های مرتبط :
هنگامی که حـضـرت امـام رضـا (ع) در خراسان بود، جمعی از شیعیان از راه دور بـرای زیارت امام (ع) به در خانه ی ایشان آمدند دربان به نزد حضرت رفت تا برای آنها اجازه ی ورود بگیرد.

حضرت در پاسخ فرمود: فعلاً کار دارم، به آنها بگو بروند.

دربان پیام را رسانید و آنها رفتند روز بعد به در خانه آمدند. باز مثل روز قبل اجازه ی ورود داده نشد و آنها برگـشـتند این کار دو ماه به طـول انجامید و هر بار که میرفتند، اجازه ی ملاقات به آنها داده نمیشد!

سرانجام نا امـیـد گـشته و به دربان گـفتند: به حـضـرت عرض کن: ما از شـیـعـیان پدرتان امیرمومنان علی (ع) هستیم. دشمنانمان ما را شماتت و سرزنش می کنند که شما به ما اجازه ی ملاقات ندادید اکنون سرافکنده باز می گردیم، و در برابر نـیـشخند مخالفان درمانده و بیچاره خواهیم گشت.
دربان پیام را ابلاغ کرد و این بار حضرت اجازه ی ورود دادند. وقتی به حضور امام (ع) رسـیـدنـد، سـلام کـردند، اما حـضرت پاسـخـشان را نــداد و حــتی اجـازه ی نـشـستن هـم به آنـهـا نــداد! آنها هـمچنان ایـسـتاده بودند و هر لـحـظـه نگران تر میشدند، سرانـجـام لب به سخـن گشودند و گفتند:
ای فرزند رسول خدا! چه شده که ما اینگونه مورد بی مهری شما واقع شده ایم و بعد از دو ماه سـرگـردانی، باز هم به ما بی اعـتـنایی می نـمایـیــد؟ ایـنگونه دیگر آبـرویی برای مـا باقی نمی ماند.

حضرت رضا (ع) فرمود:

«و ما أصابکم من مصیبه فبما کسبت أیدیکم ویعفوعن کثیر»
(1)
«هر نـاگواری که به شما روی می آورد به خاطــر اعـمال ناشـایـستی است که خودانجام دادهاید با اینـکه خداوند بـسـیاری از آنها را می بـخشد»
آنها عرض کردند: برای چه؟ مگر ما چه گناهی مرتکب شده ایم؟

حضرت رضا (ع) پاسخ فرمود: شما ادعا می کنید که شیعه ی امیرمومنان علی (ع) هستید. این سخن یکی از همان گناهان است، چون ادعای دروغین می کنید!
وای بر شما! هیچ میدانید شیعه ی امیرمومنان عـلی (ع) حـسن و حـسـیـن (ع)، سلمان، ابـوذر، مـقـداد، عـمار و مـحـمـد بن ابـوبکر هـستــنـد که در هـــیـچ یـک از دســتـورهای عـلی (ع) سرپیچی نمی کردند و مرتکب کاری که نهی گردیده بودند، نمیشدند! شما ادعا میکنید که شـیـعه هـستـیم، ولیدر بـیشتر اعــمـالـتان، خـلاف کار و مـقـصـرید؛ در انـجام وظـایـف عــبادی خـود کوتـاهی مـی ورزید؛ در ادای حـقـوق برادران دینی سـسـتی به خرج میدهید و در آنجا که نـبـاید تـقـیـه (کتمان عقیده برای حفظ جان) نمایـیـد، تقیه می کنید و آنجا که باید تـقیـه نمایـیـد، آن را رعایت نمیکنید البته اگر بگویـیـد: ما دوسـتـدار علی (ع) و دوسـت دوستان او هستیم، و از دشـمنان او بــیــزاریم، سخن شما را رد نمی کنم ولــی بدانید آن ادعا ادعـای مـقـدسی است اگر کردار شما با گـفـتارتان تطبیق نکند، به هـلاکـت میرسید، مگر اینکه توبه نمایید و گذشته ها را جبران کنید تا مشمول رحمت الهی گردید.

آنها گفتند: ای فرزند رسول خدا! از درگاه خـداوند آمرزش می طـلـبـیـم و توبه مینماییم و دیگر نمیگـویـیـم ما شیعه ی علی (ع) هسـتیـم، بلکه می گـویـیم مـا دوست علی (ع) و دوست دوستان اوییم و با دشمنان شما نیز دشمنیم.

آنگاه حضرت رضا (ع) به آنها فرمود: آفرین بر شما ای برادران و دوستانم، بفرمایید، بفرمایید
و امام (ع) مکرر آنها را به حـضـور خـویــش فرا خــواند و یـکایک آنها را در آغـوش گرفت، و به دربان فرمود: اینان با استغفار و توبه ی خود از گـناه پاک شدند، و به خاطر دوستی شان با ما سزاوار کرامت گردیدند به امور آنها رسیدگی کن و مشکلات آنها را رفع نما و آنچه از لوازم زندگی نیاز دارند به آنها عطا کن.
(2)
(1) سوره شوری ، آیه 30
(2) بحارالانوار 68/157 تا 159







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رسم ماایرانیا اینه:

وقتی می خوان کسی رو از عزا در بیارن، برای او لباس می برن.

...خدایا بعد دوماه عزاداری...

برقامت امام عصر ما لباس فرج ...

و برما لباس تقوا بپوشان..

امین یا رب العالمین



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دل من گم شده اگر پیدا شد
،بسپارید به امانات رضا...
و اگر از تپش افتاد دلم ببریدش به ملاقات رضا..
از رضا خواسته ام تا که پناهم بدهد...
همه گویند که محال است ولی دلخوشم من به محالات رضا...
التماس دعا
                         



نوع مطلب :
برچسب ها : شهادت امام رضا، امام رضا، ضامن آهو،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

چقدر منتظرم من خداکند تو بیایی
نشسته پشت درم من خداکندتو بیایی
از آن درخت شکسته از آن پرنده خسته
هنوز خسته ترم من خداکند تو بیایی
همیشه در سفری تو بهار وبرگ وبری تو
درخت بی ثمرم من خداکند تو بیایی
شب است وماه تویی تو نشان راه تویی تو
ببین که دربه درم من خداکند تو بیایی...
مدیر وبلاگ : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
نظرسنجی
مطالب چگونه ارزیابی شد؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگو رحیم پور ازغدی
موسسه بیان معنوی