تبلیغات
یک قطره ماه - مطالب تیر 1393
یک قطره ماه
بی ربط:اگه شهید نشی میمیری....
میدانی چیست؟
میدانی؟یک روزی خدا باما عهدی کرد
ما را که می آفرید به خودش آفرین گفت چون من و تو از هرچه خلق کرده بود بالاتر بودیم
الآن هم هستیم اما
فعل ماضی ام دلیل دارد
تو را خلق کرد و تو ....
آمدی






ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 23 تیر 1393 :: نویسنده : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا





میگفت :
بی کلاسی است که عکس یک پیر مرد را به دیوارتان زدید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتــــــــــــتی ارزشـــــــــها عــــــــوض میشود






ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


راست میگه دیگه...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خون جگر...
میدانی چیست؟
مادری یک پسر در دار دنیا داشته باشد
پسرش برای ارزش
برای اینکه من...تو ....
زنان شهرمان شبیه مادرمان زهرا باشیم...

خون...
خون بدهد...
ولی امروز...


اســــــــــرا  وا بده ...
دوره دوره ی روشنفکری است...
قدری متمدن باش...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

من دلم گاهی آسمان هوس میکند
و گاهی عطر نرگس ها هم ناخنک میزند به احساسم
و گاهی پنجر تلنگر آمیز قیژ قیژ میکند
خنده دار نیست
تمام ماسوای من یاد تو را میکند
جز خودم
خنده دار نیست
دفتر مشق عشقم سیاه سیاه است از بس که نوشتم و تو لبخند زدی و گفتی آفرین
من ذوق کردم تو گفتی آفرین...
من نوشتم دوباره
تو باز لبخند زدی ومن...




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آرزو است دیگر
گاهی دلت میخواهد
پشت ترافیک بمانی
خیره شوی به این تابلو
ذوق کنی
آرزو است دیگر ....
آرزو اینجا بر جوانان عیب نیست
هدف است
هدف...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عکس,آپلود عکس رایگان,اپلود عکس"


بغض داشتند از تو
بغض دارند ازتو
بغض خواهند داشت از تو
میگویند : کلکسیون اسب های جهان را داری
و قدری تامل نمیکنند که آخر به چه کار تو می آید اسب داشتن
به شکار تابستانه میخواهی بروی با آنها؟



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عکس,آپلود عکس رایگان,اپلود عکس"

زین الدین از آنهایی بود که
خانمش را سر سفره ی عقد دید

وقتی از او پرسیدند که
:اومدیم کور و کچل بود تو نباید یه نطر نگاه میکردیش؟
خندید و گفت:
بالاخره اون کور و کچلم یکی باید بگیره دیگه...
شادی روحش صلوات....





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

آپلود عکس,آپلود عکس رایگان,اپلود عکس




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عکس,آپلود عکس رایگان,اپلود عکس" alt="" />



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عكس رایگان و دائمی
وست عزیزی که تمام مشکلات روز رو اعم از
عدم داشتن عرضه
کارمناسب مسکن مناسب زوج مناسب پارتی بازی نداشتن زندگی مرفه و خیلی چیزای دیگه رو تقصیر رهبری میدونی
باید بهت بگم:نگران نباش دوس عزیز صحبت شده بارهبری از این به بعد خود رهبری قرار بیائ لقمه رو بزارهتو دهنت منتظر باش...
آخه من به تو چی بگم هان...چی بگم؟
تو رو خدا نگاه واسه شورای روستا هم رای گیری میشه تا خبرگاه رهبری هر کله گنده ای که میاد رو کار رو که خودت انتخاب میکنی
رهبری انگار داره یاسین به گوش انعام میخونه میگه بصیرت داشته باش اصلح رو انتخاب کن به آقا چه که تو درست انتخاب نمیکنی اونا هم مدیرای خرذ رو درست انتخاب نمیکنن و جامعه بهم میریزه..
تاواناشتباهات تو رو باید رهبری پس بده؟
نمه عزیزم از تین خبرا نیست...پارتی بازیه اگه مردشی قسم بخور تو خودت تو اون موقعیت قرار بگیری این کارو نمیکنی..
آره عزیزم مشکل از تو تو درست انجام بده وظیفتو
آقا بلده چیکار کنه..
والا...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آپلود عكس رایگان و دائمی



این یه تفسیر خودمونی از آیات 30تا32 سوره مبارکه نورهست...نگران نباشیداز یک مرجع دینی کسب اجازه کردم:

دختر خطاب به پسر وقتی او را نگاه کرد:چشات ودرویش کن مردک

پسر: به من چه وقتی تو اینجوری میای بیرون ینی دوس دارس ببیننت دیگه

دختر:ساکت شو تا کی آخه تا کی میخواید بی فرهنگ و عقب مونده بمونید یعنی من نمیتونم اونجور که دوست دارم بیام بیرون ؟یعنی من باید خودمو با چشمای تو هماهنگ کنم؟

پسر: ببخشیدا اگه اینجوریه من چرا باید چشمامودرویش کنم؟یعنی من باید گردش چشمامو متناسب کنم با تیپ تو؟یعنی اگه عین خیالم نباشه روشنفکرم؟

دختر:خیلی بی چشم و رویید بابا

خدا: چه خبره اینجا...

دختر :عح سلام خدا جون خوب شد اومدی...خدایا دارم دیونه میشم از دستاین مردایی که آفریدیچقدر هیز ؟چقدر؟

خدا خطاب به پسر: شما چشاتو درویش کن با بندم کار دارم به وقتش باتو هم حرفها دارم


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 16 تیر 1393 :: نویسنده : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
هیس رهبرم...به حال لبخند است...
به فکر امر خیرم
به گمانت میشود
وصلت این ثانیه ها با ابدیت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
وقتی هدایا ی مردمی را باز میکردیم چشممون افتاد به یه قوطی کمپوت خالی که داخلش یه نامه بود:
برادر رزمنده سلام...من یه دانش آموزم خانم معلممون گفته بود برای رزمنده ها به جبهه نفری یه کمپوت بفرستیم
من رفتم قیمت کردم دیدم حتی ارزون ترینشم که کمپوت گلابی بود 25 تومن بود...ومن نمیتونستم بخرم...
آخه میدونید ما خرج سیر کردن شکممونم به زور در میاریم...
این قوطی رو از خیابون دیدم برداشتم چند بار شستم...براتون فرستادم...
حالا از تون خواهش میکنم هروقت تشنه شدید با این قوطی آب بخورید تا منم فکر کنم به شما کمکی کردم...
بچه ها تو سنگر واسه خوردن آب با این قوطی نوبت میگرفتند...آب خوردنی که همراهش چند قطره اشک بود
 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

چقدر منتظرم من خداکند تو بیایی
نشسته پشت درم من خداکندتو بیایی
از آن درخت شکسته از آن پرنده خسته
هنوز خسته ترم من خداکند تو بیایی
همیشه در سفری تو بهار وبرگ وبری تو
درخت بی ثمرم من خداکند تو بیایی
شب است وماه تویی تو نشان راه تویی تو
ببین که دربه درم من خداکند تو بیایی...
مدیر وبلاگ : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
نظرسنجی
مطالب چگونه ارزیابی شد؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگو رحیم پور ازغدی
موسسه بیان معنوی