تبلیغات
یک قطره ماه - مطالب تیر 1394
یک قطره ماه
بی ربط:اگه شهید نشی میمیری....
همیشه قرار نیست کسی مستقیما به تو خیانت کند....
گاهی وقتها خیانت به پیشوای تو ، خیانت به تو هم هست ....
و چه دردناک اگر می بینی گاهی ، مردم از کنار این خیانت، چه ساده می گذرند...


زیبا رویانی که که ساده ، دلیل هیئت رفتنشان،نمایش زیبایی شان می شود و دل تو، که نمیدانم در این میان چه حسی دارد...

تو خوشحالی چرا که رستگار می شوی ... ولی ای کاش نگاه نکنی به ملت شیعه ات که ...
....

و ای کاش نگاهم نکنی که من هم شرمنده ام....

 شرمنده ی ندیدن تو و فراموشکاری همیشگی ام که هنوز ساعتی از گذر اسامی متبرک تو نگذشته ، فراموشم می شود که دیگر میان روضه ی امام نیستم، ولی تو هنوز کنارم هستی و مرا می بینی که چگونه تو را و عهد ساعتی قبل را فراموش کرده ام...

تو کنارم هستی و من بنده ی تو ام و تو هیچوقت تنهایم نمی گذاری .... این سه جمله در کنار هم می گوید که من نهایتی جز تو ندارم و اینجا.... اینجا که کمی- فقط کمی - از تو دورم ، همه چیز را فراموش کرده ام...

اینکه این دستها برای بالا آمدن به سوی تو ست نه لاک  و انگشتر برای نامحرم ....

 این پا ها برای قدم برداشتن به سوی تو ست، نه خلخال و رفتن به میهمانی های آنچنانی....

تویی که همه چیزی و امام و معصوم و شهادت و ایثار و حسین و ... همه راهی برای رسیدن به تو ست...
حتی توبه برای گام برداشتن به سوی توست نه اینکه صرفا برای خالی نبودن شبهای قدر ، قدم به هیئت بگذاریم.

ای کاش همیشه این را یادمان باشد.










نوع مطلب :
برچسب ها : امام، علی، امام علی(ع)، شهادت، دنیا، زندگی، بغض،
لینک های مرتبط :



عاقبت یک عکس سلفی در بقیع خواهم گرفت....
 ذیل آن با افتخاراین جمله را خواهم نوشت....
 من همین الان یهویی در حریم مجتبی ...
داخل صحن بزرگ قاسم ابن المجتبی....
 پی نوشتی میزنم این جمله را حک میکنم....
نام زیبای تو را با عشق هشتگ میکنم ....






نوع مطلب :
برچسب ها : میلاد امام حسن،
لینک های مرتبط :


ًحظاتی تا مرگ


حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟
گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟
گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،
تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،
اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،
خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر
داشت میرفت
گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟
گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه. گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کیش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت....

#شیعه
یاعلی




نوع مطلب :
برچسب ها : تلنگر، شیعه، فکر مرگ، آخرت، توشه، من و مرگ،
لینک های مرتبط :


کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع.

یک فراخوان کمک؛ طرح احداث ضریح
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع
جایزه؛ فرشچیان قطعه زیبای عقیق
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع
کارگران مشغولند ؛ طرح احداث ضریح
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع
 چند روز مانده به اتمام ضریح
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع
مهدی فاطمه(عج) آمد به تماشای ضریح
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع
نماز؛ صحن عتیق ٠٠٠٠٠
کاش روزی بنویسند به دیوار بقیع
فلش راهنما؛ مرقد زهرای شفیع

اللهم عجل الولیک الفرج.




نوع مطلب :
برچسب ها : بقیع، مرقد امام حسن، امام زمان، ظهور، میلاد امام حسن،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

چقدر منتظرم من خداکند تو بیایی
نشسته پشت درم من خداکندتو بیایی
از آن درخت شکسته از آن پرنده خسته
هنوز خسته ترم من خداکند تو بیایی
همیشه در سفری تو بهار وبرگ وبری تو
درخت بی ثمرم من خداکند تو بیایی
شب است وماه تویی تو نشان راه تویی تو
ببین که دربه درم من خداکند تو بیایی...
مدیر وبلاگ : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
نظرسنجی
مطالب چگونه ارزیابی شد؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگو رحیم پور ازغدی
موسسه بیان معنوی