تبلیغات
یک قطره ماه - مطالب ابر خدا
یک قطره ماه
بی ربط:اگه شهید نشی میمیری....
پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
خب وقتی تقی به توقی میخوره،
وقتی یه عالم دعا میکنیم و جوابی نمی گیریم
میشینیم یه گوشه و زانوی غم بغل می گیریم و زیر لب میگیم
"اصلا ببینم خدا، تو صدای منو میشنوی؟منو میبینی؟"
بعد غافلیم..خیلی غافلیم..خیلی غافل
بیاید واسه یه بارم که شده،سرمونو بگیریم بالا و یه چشمک بزنیم واسه خود خودش
یه لبخند بزنیم و یه بوسه بفرستیم واسه خود خودش
بعد آروم و زیر لب بگیم"میدونم حواست بهم هست..میدونم دوستم داری،میدونم خیلی ماه و مهربونی"
بعدم..یه نفس عمیق بکشیم با امید منتظر باشیم،منتظر بوسه ی خدا:)




نوع مطلب :
برچسب ها : غفلت، خدا، صبر،
لینک های مرتبط :
لاک پشت پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی.
می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت . آهسته آهسته می خزید ، دشوار و کند و دورها همیشه دور بود.
سنگ پشت تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری بر دوش می کشید.

پرنده ای در آسمان پر زد و سنگ پشت رو به آسمان کرد و گفت :
این عدل نیست ، این عادلانه نیست. کاش پشتم را اینهمه سنگین نمی کردی.
من هیچگاه نمی رسم .... هیچگاه.
و در لاک سنگی خود خزید ؛ به نیت ناامیدی !


خداوند سنگ پشت را از روی زمین بلند کرد ، زمین را نشانش داد . کره ای کوچک بود و گفت : نگاه کن ، ابتدا و انتها ندارد.
هیچکس نمی رسد ؛ چون رسیدنی در کار نیست !!!
فقط رفتن است .... فقط رفتن .... حتی اگر اندکی ...
و هربار که می روی ؛ رسیده ای و باور کن آنچه بر دوش توست ، تنها لاک سنگی نیست ،
تو پاره ای از هستی را به دوش میکشی ... پاره ای از مرا .

سپس خداوند سنگ پشت را بر زمین گذاشت ...دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور.
سنگ پشت به راه افتاد و گفت :
" رفتن " ، حتی اگر اندکی ... و پاره ای از خدا را با عشق بر دوش کشید و رفت ..






نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، خدا، مسیر، عاشقی، وخدا هست،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا





آدمهایی هستند که نماز میخوانند
روزه میگیرند
و هر آنچه خدا گفته بی چون چرا  عمل میکنند!!
اینها خوبند
ولی میدانی ...



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : عشق، مرز، دوست داشتن، خدا، عشق ورزیدن،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا



آنقدر ها هم که فکر میکنی یواشکی نیست !!



پشت شیشه رفلکس زمین خدایی است که کارش خندیدن به کارهای یواشکی ما است!!!

و هو بصیر بالعباد !!
و هو خبیر
وهو سمیع!!!
اینها را باور کن!!!



دلم لک زده برای اشک ریختن یواشکی با آزادی کامل!!!
منی که آزادی ام داد و بی لیاقت بودنم را اینگونه ثابت کردم!
با محسور ساختنم درون
منیتم!!
من
من
من
من
منی که فراموش کرد بی او نیم من هم نیستم




نوع مطلب :
برچسب ها : آزادی یواشکی، منیت، نیم من، من، خدا، بصیر، سمیع،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

چقدر منتظرم من خداکند تو بیایی
نشسته پشت درم من خداکندتو بیایی
از آن درخت شکسته از آن پرنده خسته
هنوز خسته ترم من خداکند تو بیایی
همیشه در سفری تو بهار وبرگ وبری تو
درخت بی ثمرم من خداکند تو بیایی
شب است وماه تویی تو نشان راه تویی تو
ببین که دربه درم من خداکند تو بیایی...
مدیر وبلاگ : نیـــــــــــــــــــــل و لیــــلا
نظرسنجی
مطالب چگونه ارزیابی شد؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
لوگو رحیم پور ازغدی
موسسه بیان معنوی